عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
66
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
هندوستان به دو سپرد ، همچنين ساير سران سپاه را باعطاى حكومت سرافراز كرده غنائم بسيار بين آنان تقسيم كرد . افراسياب سفرائى به خدمت كيقباد و زال و رستم فرستاده هدايائى مشتمل بر نفيسترين ذخائر و گرانبهاترين جواهر تقديم آنان داشت و عذر تقصير خواسته پوزش طلبيد و جلب لطف آنان كرده متعهّد گرديد كه منبعد نه تنها بحدود و حقوق كشور آنان تخطّى نخواهد كرد بلكه با ايران متّفق شده ترك خصومت خواهد نمود و بسرزمينى كه زمانى فريدون به تور واگذار كرده قناعت خواهد كرد فرستادگان كه رسيدند موافقت حاصل نموده پيمان منعقد گرديد . زال و رستم نيز بايالات خود معاودت نمودند . بدينترتيب سعادت به كيقباد روى آورده امور مركز و ايالات منظّم گرديد و عالمى بتبعيّت او درآمده دنيا را بارادهء خود اداره ميكرد و سلاطين جهان با تقديم تحف و هداياى لايقه اظهار عبوديّت به او مينمودند . طرز سلطنت كيقباد و كلماتى كه از او باقيست همين كه كيقباد مالك بالاستقلال كشور گرديد و امر بر او مسلّم شد همّش مصروف امور مفيده و ترقّى و تعالى كشور و بناى بلاد و مسكون كردن آنها گرديد بدين خيال كه آنچه در زمان سلطنت و استيلاى خود از اين قبيل اعمال انجام دهد هم در راه خداوند عمل خير محسوب و مأجور و هممايهء حسن شهرت و موجب مزيد تشكّر مردم خواهد بود پس امر كرد تا منظّما حقوق لشگريان را از عوايد مالياتى تأديه كنند و چنين تصوّر كرده بود كه مسكوكات طلا و نقره در سال سه دست كه عبارت از دست دولت و دست سپاهى و دست ارباب كسبوكار باشد در گردش است بنحويكه هر دسته از آن استفاده كرده ما يحتاج خود را بدان تهيّه كنند و مدّت زيادى آن را نگه نميدارند تا مايهء ضرر دستهء ديگر شود و ميگفت : رعايا بايد وجوب داشتن رؤسا را حس كرده باشند چه كم از زنبور عسل و كلنگ « 1 » نيستند كه يك از همنوعان خود را بر خود
--> ( 1 ) نام مرغى است .